اولین کلام
سلام خوش اومددددیییییید
کلمات کلیدی :
چرا
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرا فراموش کرده اید؟؟؟؟؟؟
روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است/گرکند یوسف زهرا نظری نوروز است
لحظه ها در تپش تاب و تب امدنش/آسمان چشم به راه قدمش هر روز است
ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج/که نگاهم نگران منتظر انروز است
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه میبرم/ از دیگران شکوه آغاز میکنم فریاد میکشم که:ترکم گفتند چرا از خود نمی پرسم کسی را دارم که احساسم را، اندیشه و رؤیایم را، زندگیم را با او تقسیم کنم؟؟؟
آغاز جدا سری شاید از دیگران نبود...